|
ویران به خون نشسته ی دیروزهای جنگ! خون خلعت دوباره ی توست...نه! خون خلقت دوباره ی توست!
خرمشهر! آزاد از حصار تملک،آزاده از محاصره ی ظلمت!
خونین جامه! آنی که شاهدی بر عهد و پایبندی رزم آوران سخت نبرد،شاهد بوده ای بر میثاق های عاشقانه ای که هنوز رد تیر و ترکش دشمن بر دیوارهای تو امضای جاودانه ی آنهاست.
خرم زمین! آنی که شاهدی بر شوربختی اصحاب کفر آنان که هنگامه ی موهوم پیروزیشان به بن بست های خفت وتسلیم ختم شد.
خرمشهر! زیبای پر حماسه و مردی! شاهد به باران های یکسره رحمت! شاهد به صبر ساکت مردم! شاهد به شور شهادت...شاهد به شوق وصال... توفنده بر شوکت شب های جنگ! بالنده در هوای صادق صبح! در امتداد جاده های گرم جنوب،شهری بنا شده بر عزم های سخت؛شهری به هیئت عشق ،نوری به دامن میهن، تویی.. پیوسته باد استقامت دلهات، پاینده باد نام بلندت
بعثت ديگرباره انسان (پل بعثت)
اگر توانستي قاعده و قانون طبيعت را بشكني، معجزه كردهاي. طبيعت يك سري قاعده و قانون دارد كه شكستن آن كار هر كسي نيست. هيچ كس باور نميكرد بشود در بحبوهه جنگ روي اروند خروشان، با آن جزر و مد زيادش و با آن عرض بلندش پل زد. اما جنگ ثابت كرد مرداني هستند كه كاري به قاعده و قانون طبيعت ندارند و يك «يا علي» ميگويند و ميزنند به آب.
پس از عمليات والفجر هشت، بايد يك راه ارتباطي بين خاك خودمان و شهر فاو كه تازه به دست رزمندگان اسلام افتاده بود، ايجاد ميشد. رزمندگاني كه در فاو بودند، بايد پشتيباني ميشدند. امكانات و نيرو ميخواستند. قبل از والفجر هشت، پلهايي روي اروند زده بودند، اما اروند هيچ كدام را تحمل نكرده بود و همه را بلعيده بود. يك پل ساخته بودند به نام پل فجر، كه شبها آن را نصب ميكردند و روزها جمعش ميكردند. اين پل نيز توان انتقال حجم نيروها و امكانات را نداشت و كارآمد نبود. بايد پلي ساخته ميشد محكم و مطمئن تا بتواند در شبانهروز تجهيزات و تداركات و مهمات را به آساني به آن سوي آب برسانند. پل بعثت، به طول 900 متر و عرض 12 متر روي اروند زده شد تا چشم جهانيان را خيره كند.
پنج هزار لوله 12 متري، به قطر 142 سانتيمتر و ضخامت 16 ميليمتر از جنس فولاد، در عمق دوازده متري رودخانهاي خروشان كه ارتفاع جزر و مدش از پنج متر هم بالاتر ميرفت، شش ماه از جهادگران اسلام وقت گرفت. دشمن در طول جنگ از هر سلاحي استفاده كرد كه پل را از بين ببرد، اما نتوانست.
بچهها دو طرف لولهها را بسته بودند كه لولهها در آب غرق نشوند. بعد از اينكه كار اتصال لولهها انجام ميشد، در لولهها را باز ميكردند تا آب با فشار از لولهها عبور كند و لولهها به زير اب بروند و غرق شوند. بعد روي لولهها را زير سازي و آسفالت ميكردند. طراح اين شاهكار بزرگ، مهندس بهروز پورشريفي از برادران جهاد سازندگي بود.
پل بعثت، شاهكار مهندسي ـ رزمي تاريخ دفاع مقدس است و امروز با همين عنوان در دانشگاه مهندسي دافوس، تدريس ميشود. برخي از قطعات اين پل، امروز در گلزار شهداي خرمشهر است و برخي ديگر، همانجا كنار اروند، به تماشا نشسته است. تماشاي همت شيرمرداني كه او را خلق كردند و از روي او گذشتند و سندي بر هنر و اراده جوانان اين مرز و بوم افزودند.
شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
فرازهایی از زندگی پرافتخار امیر سرافراز ارتش اسلام شهید سپهبد علی صیاد شیرازی در سال 1323 در شهرستان درگز در استان خراسان دیده به جهان گشود . او پس از اتمام تحصیلات ابتدایی و دبیرستان وارد دانشکده افسری و در سال 1346 موفق به اخذ دانشنامه لیسانس از آن دانشکده شد . شهید صیاد شیرازی پس از طی دوره تخصصی توپخانه در آمریکا با سمت استادی در مرکز آموزش توپخانه اصفهان به تدریس پرداخت . از مهمترین اقدامات او پس از پیروزی انقلاب اسلامی و برپایی غائله کردستان می توان به تهیه طرحهای عملیاتی که منجر به شکستن حصر شهرهای سنندج و پادگانهای مریوان ، بانه و سقز شد ، اشاره کرد . شهید صیاد شیرازی از ابتدای تشکیل ستاد کل نیروهای مسلح بعنوان معاون بازرسی آن ستاد مشغول خدمت بود . آخرین مسئولیت این شهید جانشینی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح بود . وی در عید غدیر سال 1378 از سوی مقام معظم رهبری و فرمانده کل قوا به درجه سرلشگری نایل شد .
برخی از ویژگیها و خصایل اخلاقی شهید صیاد شیرازی برخورداری از روحیه ای انقلابی و مبارز ساده زیستی متعبد و عارف مسلک صمیمی و خوش برخورد و مردم دار صبور و خستگی ناپذیر مجذوب امام ( ره ) و رهبری اهل توسل به ائمه اطهار ( ع ) منظم و اهل مراقبت و خودسازی بی اعتنا به نام و نشان و مادیات فداکاری و شجاعت پشتکار و پیگیری مستمر و بی وقفه امور توان بالای مدیریت و فرماندهی تیزهوشی و آینده نگری اقتدار و صلابت روحی ، همراه با لطافت و رافت
متن وصیت نامه شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بسم الله الرحمن الرحیم ، ارحم الراحمین ، رب العالمین ، وصلی الله علی محمد و اله الطاهرین و سلم . انا لله و انا الیه راجعون . هذا ما وعدنا الله و رسوله و صدق الله و رسوله . اللهم زدنا ایمانا و ارحمنا . اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له ، و ان محمدا عبده و رسوله ارسله بالهدی و دین الحق ، و ان الصدیقه الطاهره فاطمه الزهراء ، سیده نساء العالمین ، و ان علیا امیر المومنین ، و الحسن و الحسین ، و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و الحجه الائم المنتظر ، صلواه الله و سلامه علیهم ، ائمتی و سادتی و موالی بهم و من اعدائهم اتبرء و ان الموت و النشور حق ، والساعه اتیه لاریب فیها و ان الجنه و النار حق . اللهم ادخلنا جنتک برحمتک ، و جنبنا و احفظنا من عذابک بلطفک و احسانک یا لطیفا بعباده ! یا ارحم الراحمین ! خداوندا ! این تو هستی که قلبم را مالامال از عشق به راهت ، اسلامت ، نظامت و ولایتت قرار دادی ، خدایا تو خود می دانی که همواره آماده بوده ام آنچه را که تو خود به من دادی در راه عشقی که به راهت دارم نثار کنم . اگر این نبودم آن هم خواست تو بود . پروردگارا ! رفتن در دست تو است ، من نمی دانم چه موقع خواهم رفت ، ولی می دانم که از تو باید بخواهم مرا در رکاب امام زمانم قرار دهی و آنقدر با دشمنان قسم خورده ات بجنگم تا به فیض شهادت برسم . از پدر و مادرم که حق بزرگی بر گردنم دارند می خواهم که مرا ببخشند ، من نیز همواره برایشان دعا کرده ام که عاقبت به خیر شوند . از همسر گرامی و فداکار و فرزندانم می خواهم که مرا ببخشند که کمتر توانسته ام به آنها برسم ، و بیشتر می خواهم وقف راهی باشم که خداوند متعال به امت زمان ما عطا فرموده ، آنچه از دنیا برایم باقی می ماند حق است که در اختیار همسرم قرار گیرد . از همه آنهایی که از من بد دیده اند می خواهم که مرا به بزرگی خودشان ببخشند ، و بالاخره از مردان مخلص خودم به ویژه حاج آقا امیر رنجبر نیکدل ، استدعا دارم در غیاب من به امور حساب و کتاب من برسند و با برادران دیگر ، چون جناب سرهنگ حاج آقا آذریون و تیمسار حاج آقا آراسته در این باب تشریک مساعی نمایند . خداوندا ! ولی امرت حضرت آیت الله خامنه ای را تا ظهور حضرت مهدی ( عج ) زنده ، پاینده و موفق بدار ، آمین یا رب العالمین ، من الله التوفیق . علی صیاد شیرازی – 19 دی ماه 1371 – 15 رجب 1413
شهید سپهبد علی صیاد شیرازی فرزند زیاد محل ولادت – مشهد سال ولادت – 4/3/1323 محل شهادت – تهران ( ترور توسط منافقین ) سال شهادت – 21/1/1378 محل دفن – گلزار شهدای بهشت زهرا ( س ) تهران – قطعه 29
دیدگاه های مقام معظم رهبری
شهادت · از خدا مي خواهم مبادا بعد از يك عمر زحمت مرگ ما در بستر بيماري باشد و در ميدان شهادت نباشد، شهادت. مرگ در راه ارزشهاست … · شهادتها انقلاب ما را پابرجا و تضمين كرده است و به همين دليل ملت ما را آسيب ناپذير ساخت
شهيد · همه انسانها مي ميرند ولي شهيدان اين سرنوشت همگاني را به بهترين وجه سپري كردند ، وقتي قرار است اين جان براي انسان نماند چه بهتر در راه خدا اين رفتن انجام بگيرد. · مهمترين امتياز شهداي ما نسبت به كساني كه در ساير كشورها در راه آرمانهاي خود فداكاري مي كنند انتخاب آگاهانه و به دور از احساس است. · مظهر قدرت ايران شهدا هستند. · هر شهيد پرچمي براي استقلال و شرف اين ملت است.
نقش شهيدان · شهيدان مظهر هدف و تلاش و تداوم هستند. · ما در حقيقت، انقلاب، اسلام، قرآن، استقلال، آبروي و حيثيت را از بركت خون پاك شهداي عزيزمان داريم. · خون شهيدان تضمين كننده استقلال ملت و سربلندي اسلام است. نظام جمهوري اسلامي امروز امانت شهيدان است و همه بايد بدانند كه مبارزه با جمهوري اسلام تمام نشده است. · خون شهداي انقلاب اسلامي به هدر نرفته است و آنها بودند كه به قيمت خون خود، آبروي اسلام، قرآن پيامبر و استقلال مملكت را حفظ كردند و حركتي كه آنها در اين انقلاب از خود نشان دادند در طول تاريخ بي نظير بوده است. · چراغ راه آينده ما شعار آزادگي و فداكاري شهداي ماست.
تكريم شهيدان · وظيفه قدرداني از ايثارگران بويژه شهيدان، فريضه اي عيني و تعيني و هميشگي است. · بزرگداشت شهيد يعني اصالت بخشيدن به آن هدفها و تشويق به آن عمل و تقديس آن ايثار. · تكريم شهيدان به آن است كه اين ملت هرگز در برابر سلطه گران مستكبر سرخم نكنند. ياد شهيدان بايد هميشه در فضاي جامعه زنده باشد. · زنده نگهداشتن ياد شهداي انقلاب باعث تداوم حركت انقلاب است.
جايگاه خانواده شهدا · خانواده شهيد در اجتماع يك واژه افتخاز انگيز است. · خانواده هاي شهدا به ملت ايران آبرو و حيثيت دادند. · امروز شما خانواده شهدا با دل سرشار از ايمان و خوشنودي از شهادت فرزندانتان ثابت كرده ايد كه درجامعه ما شهادت، خسارت نيست … · شما جوانان عزيز شاهد و فرزندان شهدا يك امتيازي به همه داريد و آن امتياز اين است كه يك پيوند خونين با اسلام، با قرآن، با انقلاب بين شما بوجود آمده است.
برخی از نکات بسیار مهم سخنان امشب رهبر انقلاب نمايندگاني انتخاب شوند كه راه را براي خدمت دولت پرتلاش و خدمتگذار کنونی هموارتر كنند
حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به عملكرد متفاوت دوره هاي مختلف مجلس، درباره مسائل گوناگون از جمله انرژي هسته اي، ضرورت تأمل و تدبر مردم در انتخاب نامزدهاي اصلح را خاطرنشان كردند و افزودند: آحاد مردم با هوشياري، تحقيق و مراجعه به افراد «خبره، مطلع و مطمئن» نمايندگاني متدين، امين، طرفدار عدالت، مخالف با فساد، طرفدار محرومان، پايبند به خط امام و طرفدار ارزشها و مباني اسلامي به مجلس بفرستند و به كساني رأي دهند كه با افكار و اهداف دشمنان داراي مرزبندي روشن و مشخص هستند.
فایل های صوتی برخی از نظرات امشب رهبر معظم انقلاب در مورد انتخابات: (حجم فایل ها کم می باشد)
بسم الله الرّحمن الرّحيم تست خودشناسي 1- با دقت بخوانيم؛ 2- مقايسه كنيم؛ 3- توجيه نكنيم. ***************** هزينه سفر حج معصومه سبك خيز ( همسر شهيد برونسي) صداي زنگ خانه بلند شد. چادرم را سرم كشيدم و رفتم دم در. چشمم افتاد به دو، سه تا از بچه هاي سپاه. چند باري با عبدالحسين (برونسي) آمده بودند خانه. سلام كردند. گفتنم: سلام، بفرمايين، امري بود؟ گفتند: ببخشين حاج خانم، لطفاً شناسنامهي آقاي برونسي را بيارين. درخواستشان از يك طرف بي مقدمه بود و از يك طرف مهم. با تعجب پرسيدم: براي چي؟ گفتند: ان شاء الله قراره ايشون مشرّف بشن مكه. گفتم: مكّه؟ يكيشان گفت: بله حاج خانم، آقاي برونسي توي اين عمليات شاهكار كردن و خيلي غنيمت گرفتن، براي همين هم از طرف شخص حضرت امام، ميخوان بفرستنشون مكه، تشويقي. *** صادق جلالي رفته بود مكه (شهيد برونسي). وقتي برگشت، با همسرم رفتيم ديدنش. خانهشان آن موقع، در كوي طلاب بود. قبل از اين كه وارد اتاق بشويم، توي راهرو چشمم افتاد به يك تلويزيون رنگي، با كارتن و بند و بساط ديگرش. بعد از احوالپرسي و چاق سلامتي، صحبت كشيد به سفر حج او، و اينكه چه كارهايي كرده و چه آورده و چه نياورده. مي خواستم از تلويزيون رنگي سوال كنم، اتفاقاً خودش گفت: از وسايلي كه حق خريدنش رو داشتم، فقط يك تلويزيون رنگي آوردم. گفتم: ان شاء الله مبارك باشه و سال هاي سال براتون عمر كنه. خنده معني داري كرد و گفت: اون رو براي استفاده شخصي نياوردم. گفتم: پس براي چي آوردين؟ گفت: آوردم كه بفروشم و فكر مي كنم شما هم مشتري خوبي باشي، آقا صادق. با تعجب پرسيدم چرا بفروشينش، حاج آقا؟ گفت: راستش من براي اين زيارت حجي كه رفتم، يك حساب دقيقي كردم، ديدم كل خرجي كه سپاه براي من كرده، شونزده هزار تومن شده. مكثي كرد و ادامه داد: حالا هم مي خوام اين تلويزيون رو درست به همون قيمت بفروشم كه پولش رو بدم به سپاه، تا خداي ناكرده مديون بيت المال نباشم. ساكت شد. انگار به چيزي فكر كرد كه باز خودش به حرف آمد و گفت: حقيقتش از بازار هم خبر ندارم كه قيمت اين تلويزيون ها چنده. مانده بودم چه بگويم. بعد از كمي بالا و پايين كردن مطلب، گفتم: امتحانش كردين حاج آقا؟ گفت: صحيح و سالمه. گفتم من تلويزيون رو مي خوام، ولي توي بازار اگر قيمتش بيشتر باشه چي؟ گفت: اگر بيشتر بود كه نوش جان تو، اگر هم كمتر بود كه ديگه از ما راضي باش. تلويزيون را با هم معامله كرديم، به همان قيمت شانزده هزار تومان. پولش را هم دودستي تقديم كرد به سپاه، بابت خرج و مخارج سفر حجّش. برگرفته از كتاب: "خاكهاي نرم كوشك" نوشته سعيد عاكف
شهيد عبدالحسين برونسي
پیام فوری و بسیار مهم رهبر جهان اسلام
بسم الله الرحمن الرحیم امت بزرگ اسلام، ملت عزیز ایران حوادث خونین غزه در این روزها چنان فجیع و دردناک است که نمی توان غم سنگین ناشی از ان را با زبان و |